هیزم تازه در آتش جنگ سرد، گل به خودی کی روش و دوستان!

در استادیوم همه چیز و همه کس تشویق می گردد الا تیم ملی.رنگ ووزلاهای کرکننده و گوشخراش یا آبی است یا قرمز، انگار هنوز شیپوری به رنگ پرچم مان فراوری نشده یا حداقل اینکه در دسترس نیست.

هیزم تازه در آتش جنگ سرد، گل به خودی کی روش و دوستان!

به گزارش خبرنگاران ،محمد قراگزلو،تیم ملی،تیم ملی،تیم ملی.همه با این عبارت مقدس و دوست داشتنی عشق می کنیم و از دوران کودکی،حتی قبل از اینکه به تیم باشگاهی مورد علاقه مان عشق بورزیم هیچ وقت نشده تیم ملی را ذره ای دوست نداشته باشیم.از آخرین تورنمنت همه خاطراتی فوق العاده داریم.هیجان مسابقات بزرگ مقابل اسپانیا و پرتغال را فراموش ننموده ایم.مزه شیرین برد خدادای مقابل مراکش زیر زبان مان مانده و حتی اگر منش کی روش و روش بازی تیم ملی را دوست نداشتیم سختکوشی بازیکنان در آن تورنمنت الگویی شد برای زندگی.واقعیتش اینکه نتایج تیم ملی هم در جام جهانی فوق العاده بود اما نمی دانیم همین تیم ملی چطور در فاصله یک تورنمنت تا تورنمنت بعدی چقدر از مردمش و جامعه فوتبال فاصله می گیرد و چطور اینقدر تنها می گردد.

فقط 52 روز به اولین بازی تیم ملی در جام ملت ها فاصله داریم اما هر چقدر به این تورنمنت بزرگ و مهم برای فوتبال ملی نزدیک می شویم تیم ملی مان تنها و تنهاتر می گردد.شاید کسی نمی دانست اما بازی با ترینیداد و توباگو آخرین بازی تدارکاتی خانگی قبل از رفتن به جام ملت ها بود.در اقع این آخرین باری بود که مردم می توانستند تیم ملی شان را از نزدیک ببینند اما جنگ سردی که از مدت ها قبل شروع شده لطماتش را به این تیم زد.جنگی که از خود تیم ملی شروع شد و هر روز ابعاد تازه ای از آن باز می گردد.

هوای پایتخت سرد نموده و نزدیک به یک هفته بارانی بود اما با وجود این شرایط جوی چه کسی می توانست باور کند قبل از سوت شروع بازی تیم ملی کمتر از هزار نفر در استادیوم باشند.نگوئید که قبل از بازی در نقشه دنبال دنبال ترینیداد و توباگو می گشتید که باور نمی کنیم حتی اگر تیم بزرگتری به تهران می آمد قید تبعات این جنگ سرد و کشدار را می زدید و آوازه حریف به سوی استادیوم و حمایت از تیم ملی هل تان می داد.

جنگ سرد مدت هاست شروع شده و هر بار که اردوی تیم ملی شروع می گردد و مسابقه ای در جریان است آثار این کشمکش را می توانید در فضای استادیوم و تمرین و اردو پیدا کنید.

فدراسیون فوتبال برای مربیان و مدیران لیگ برتری دعوتنامه می دهد به نوعی می خواهد فاصله ایجاد شده بین کی روش با مربیان ایرانی را قبل از جام ملتها کم کند اما شدت اختلاف آنقدر زیاد است که 15 مربی لیگ و 16 مدیر باشگاه قید تماشای تیم ملی را می زنند و فقط یکی به استادیوم می رود تا تصاویر وی آی پی خالی بیشتر از همیشه توی ذوق بزند.

با نیشخندی تلخ مستتر در اخبار مکتوب همان ابتدای بازی می شنویم تعداد عکاسان و خبرنگاران حاضر در استادیوم از تعداد تماشاگران بیشتر است.ساعتی بعد رسانه ها با خوشحالی در شروع نیمه دوم اعلام می نمایند نسبت به دقایق ابتدایی بازی تعداد بیشتری از تماگران در استادیوم حضور دارندبرخی به عدد 5 هزار نفر هم اشاره نموده اند اما گروهی دیگر می گویند فقط حدود دو هزار نفر در استادیوم حضور دارند.2 هزار از هشتاد هزار صندلی.باور کنید اگر تیم امید هم زیرمجموعه فدراسیون فوتبال نبود به استادیوم نمی رفت کما اینکه مربیان همین تیم از ترس سرماخوردگی بازیکنان جوان شان که لباس های گرم جالبی ندارند در سرانجام نیمه اول دستور به ترک استادیوم می دهند.

در استادیوم همه چیز و همه کس تشویق می گردد الا تیم ملی.رنگ ووزلاهای کرنماینده و گوشخراش یا آبی است یا قرمز، انگار هنوز شیپوری به رنگ پرچم مان فراوری نشده یا حداقل اینکه در دسترس نیست.جدا از اینکه بدنه پوست پوست شده سازه استادیوم دوباره زشتی اش را عیان نموده سکوهای خالی،چمن ناهموار و بهم ریخته و البته جو مسابقه همه چیزهایی است که ذهن را چالش می کشد و آخر این چالش چیزی جزعذاب و افسوس نیست.

متاسفیم بگوئیم تیم ملی طرفدارانش را از خود رانده تا جایی که جو آخرین مسابقه خانگی علیه تیم ملی و کادر فنی تیمی است که قرار است بعد از چهار دهه خوشبختی را برای فوتبال ملی به ارمغان بیاورد.شاید باور نکنید اما ماه قبل که با بولیوی بازی کردیم ،گل که خوردیم سیدجلال حسینی تشویق شد و حالا وقتی که گل زده و جلو افتاده بودیم درست از پشت سر کی روش صدای تشویق برانکو به گوش می رسید.البته که نمی شد نتایج و روند بازی را چندان به این تشویق های اعتراضی ارتباط داد اما آنچه نگران نماینده و دردناک به نظر می رسید فاصله ای بود که میان طرفدار جماعت و تیم ملی کشورش افتاده بود.در همین ارتباط سکانس تلخ دیگری درست بعد از سرانجام نیمه نخست رقم خورد.درست وقتی که کی روش به سمت رختکن می رفت و هودار پرسپولیسی پرجم تیم محبوبش را جلوی چشم او آورد تا نمای دیگری از جنگ سرد در استادیوم بارانی و پیر تهران جلوی چشم رسانه ها نقش ببندد.

گفتیم رسانه ها و یادمان آمد در این جنگ سرد چه اتفاقی برای رسانه ها افتاده است.شاید باورتان نگردد اما حتی اگر رسانه ها هم بخواهند مسوولان، تیم ملی کشورشان را جدی نمی گیرند. شاید این روایتی تلخ است که لا به لای حواشی مسابقه عصر پنجشنبه گم شده باشد اما دوستان می گویند فقط یک کپی از فهرست بازیکنان دو تیم حاضر در میدان وجود داشته و در صندلی خبرنگاران می گفتند هر کس لیست را می خواهد باید از آن عکس بگیرد!

این کوتاهی در حق رسانه آخر بازی به شکل زشت تر و قبیح تری اتفاق می افتد و بدتر اینکه عامل اتفاق نزدیک ترین فرد به کی روش و از بدنه تیم ملی است.درست بعد از سرشاخ شدن دیگر عضو کادر فنی تیم میل با حمید استیلی به عنوان بخشی از جامعه فوتبال،در رزوهایی که بسیاری از رسانه ها سعی در نزدیک کردن تیم ملی به طرفداران و جامعه فوتبال دارند کادر فنی تیم ملی مدام گل به خودی می زند و آتش به هیزم این جنگ سرد می ریزد.رسانه ها می خواهند ماجرای مشت های گره نموده لوپز را باز نمایند و تکذیبیه ای صریح از سمت او می تواند به تلطیف جو موجود یاری کند اما وااسفا که همکار شناخته تر و مهمتر لوپز به خبرنگاری حمله می نماید و اتفاقاتی می افتد که دون شان تیم ملی است.

کنار اینها ماجرای مصاحبه نکردن های هماهنگ اعضای تیم لی و بی احترامی دامنه دار آنها به رسانه ها را می گذاریم و محکمتر از سطور ابتدایی این مطلب،به این نتیجه می رسیم که آنچه امروز باعث شده تا در فاصله کوتاه 4 ماهه از خاطرات شیرین جام جهانی، این همه فاصله بین تیم ملی و مردم بیافتد،از خود تیم ملی و فدراسیون فوتبال سرچشمه می گیرد و متاسفانه باید امیدوار باشیم تا شروع جام ملت ها این حجم از حاشیه سازی و حاشیه پروری،رویاهایمان را بر باد ندهد.

منبع: ایران ورزشی

به "هیزم تازه در آتش جنگ سرد، گل به خودی کی روش و دوستان!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با هیزم تازه در آتش جنگ سرد، گل به خودی کی روش و دوستان!

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید